على دوانى

58

سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )

سالگى بر اثر بيمارى آبله نابينا شد . در شهر « معرة النعمان » از بلاد شام ، نحو و لغت را نزد پدرش فرا گرفت و همين دو علم را در حلب در محضر محمد بن عبد اللّه نحوى تكميل نمود . آن گاه در سال 398 و سال 399 دو بار به بغداد آمد ، و جمعا يك سال و هفت ماه در آن شهر تاريخى و مركز بزرگ علمى زيست ، او در بغداد با سيد رضى و برادرش سيد مرتضى معاشرت و آمد و رفت داشت ، و به خصوص در درس سيد مرتضى ( و شايد هم سيد رضى ) حضور مىيافت ، و از فيض محضر آنها بهره‌مند مىشد . سپس به شهر خود « معرّه » بازگشت ، و به تأليف و تصنيف و تدريس پرداخت . ناصر خسرو علوى قباديانى شاعر و فيلسوف و جهانگرد معروف او را در معره ديده است ، و در سفرنامه‌اش مىنويسد : او بزرگ شهر بود و مردم فرمانش را گردن مىنهادند . بعضى از دانشمندان نظر به پاره‌اى از اشعار و گفتار و حالات ابو العلاء او را مردى مادى دانسته‌اند ، ولى معلوم نيست چنين باشد . ابو الحسن تنوخى و خطيب تبريزى از شاگردان معروف او به شمار مىروند . كتابهاى « لزوم ما لا يلزم » و « سقط الزند » و شرح آن به نام « ضوء السقط » و غيره از تأليفات مشهور اوست « 5 » . سخن اين نابغه نابيناى نامى را در بارهء سيد مرتضى ، و اشاره‌اى به چند شعر او در رثاء طاهر ذو المناقب ، راجع به شخصيت نافذ و مقام عالى سيد مرتضى و سيد رضى فرزندان پاكسرشت او را قبلا نقل كرديم . وقتى خبر مرگ سيد رضى در « معره » به ابو العلا رسيد ، قصيده‌اى بسيار عالى در رثاء او گفت كه در كتابش « سقط الزند » موجود است . محدث قمى مىنويسد : « وفاتش در معره سنهء 449 ه - ، و در همان جا به خاك رفت . گفته شده كه صد و هشتاد شاعر بر مزار او گرد آمدند ، و در يك هفته دويست ختم قرآن براى او هديه فرستادند ، و هشتاد و چهار شاعر او را مرثيه گفتند . « 6 » . ابن حجاج بغدادى حسين بن احمد نيلى بغدادى معروف به « ابن حجاج » از مردم نيل منطقه‌اى شيعه نشين واقع

--> ( 5 ) - وفيات الاعيان ابن خلطان - ج 1 ص 94 . منتظم ابن جوزى ، كامل ابن اثير ، مرآت الجنان يافعى ، و شذرات الذهب ابن عماد حنبلى ، همگى در حوادث سال وفات وى . ( 6 ) - هدية الاحباب - ص 261 .